النسائي ( مترجم : فتح الله نجارزادگان )
137
خصائص أمير المؤمنين ( ع ) ( ويژگيهاى على بن ابى طالب ع ) ( فارسي )
( 1 ) حديث صد و سى و يك « 1 » - عايشه مىگويد : فاطمه [ عليها السّلام ] آمد گويى راه رفتنش همانند راه رفتن رسول خدا صلّى اللَّه عليه [ و آله ] و سلم بود پس حضرت فرمود : « آفرين بر دخترم » . آن گاه ايشان را بر سمت راست يا چپ خود نشاندند ، سپس با ايشان سخنى در ميان نهادند ، فاطمه گريان شد . به ايشان گفتم : با آن كه رسول خدا صلى اللَّه عليه [ و آله ] و سلم تنها با تو سخنشان را در ميان نهادند [ به جاى آن كه شاد باشى ] گريه مىكنى ؟ سپس دوباره حضرت با ايشان سخنى در ميان نهادند ، فاطمه خندان شد ، به ايشان گفتم : مانند چنين روزى نديده بودم كه شادى پس از اندوه به اين نزديكى باشد سپس از ايشان از آن چه حضرت گفته بودند پرسيدم ، گفت : من راز رسول خدا صلّى اللَّه عليه [ و آله ] و سلم را فاش نمىكنم پس چون حضرت از دنيا رفتند دوباره از ايشان آن راز را پرسيدم ، گفت : حضرت به من چنين فرمود : « جبرئيل در هر سال يك بار قرآن را با من برابرى مىكرد ، ولى امسال دو بار . به نظرم اين نشان از نزديكى وفاتم دارد و تو در ميان اهل بيتم نخستين كسى هستى كه پس از من ، به من مىپيوندى و من چه پيشروى خوبى براى تو هستم » . عايشه مىگويد : پس فاطمه [ عليها السّلام ] گفت : براى همين گريه كردم ، سپس رسول خدا صلّى اللَّه عليه [ و آله ] و سلم فرمود : « آيا شما خشنود نيستى سرور بانوان اين امت يا بانوان مؤمن باشى » . فاطمه [ عليها السّلام ] گفت : پس خنديدم . ( 2 ) حديث صد و سى و دو « 2 » - اين حديث مانند حديث قبلى است ، نسائى آن را با سندى ديگر باز از عايشه چنين نقل مىكند : عايشه مىگويد : همهء ما در محضر رسول خدا صلّى اللَّه عليه [ و آله ] و سلم جمع بوديم هيچ كس از ما بيرون نبود فاطمه [ عليها السّلام ] آمد به خدا سوگند ، راه رفتنش با راه رفتن رسول خدا صلّى اللَّه عليه [ و آله ] و سلم هيچ
--> ( 1 ) حديث صد و سى و يك در مصادر ديگر : طبقات كبرى ابن سعد : ج 2 ، ص 247 و ج 8 ، ص 26 ؛ مسند ابن راهويه : ج 4 ، ص 245 ؛ مسند احمد : ج 44 ، ص 9 ، ح 26413 ؛ صحيح بخارى : ج 4 ، ص 247 - 248 ، ح 3625 ؛ صحيح مسلم : ج 4 ، ص 1905 ، ح 2450 ؛ سنن ابن ماجه : ج 1 ، ص 518 ، ح 1621 ؛ آحاد و مثانى : ج 5 ، ص 357 ، ح 2943 ؛ اوائل ابن ابى عاصم : ص 32 ، ح 76 ؛ سنن كبرى نسائى : ج 5 ، ص 96 ؛ مسند ابو يعلى : ج 12 ، ص 111 ، ح 6744 - 6745 و ص 313 ، ح 6887 ؛ الذرية الطاهره : ص 143 ، ح 180 ؛ مشكل الآثار : ج 1 ، ص 35 ، ح 97 ؛ مناقب كوفى : ج 1 ، ص 392 ، ح 314 و ج 2 ، ص 208 ، ح 679 ؛ معجم كبير طبرانى : ج 22 ، ص 418 ، ح 1032 ؛ امالى صدوق : ص 692 ، ح 948 ؛ دلائل بيهقى : ج 6 ، ص 364 ؛ امالى طوسى : ص 333 ، ح 669 ؛ حلية الاولياء : ج 2 ، ص 40 . ( 2 ) حديث صد و سى و دو در مصادر ديگر : مسند طيالسى : ص 196 ، ح 1373 ؛ فضائل احمد : ص 764 ، ح 1345 ؛ صحيح بخارى : ج 8 ، ص 79 ( كتاب الاستئذان ، باب 43 ) ، ح 1 ؛ صحيح مسلم : ج 4 ، ص 1904 ( باب 15 ) ، ح 2450 ؛ آحاد و مثانى : ج 5 ، ص 358 ، ح 2946 و ص 367 ، ح 2967 ؛ الذرية الطاهره : ص 142 ، ح 179 ؛ مشكل الآثار : ج 1 ، ص 35 ، ح 95 - 96 ؛ معجم كبير طبرانى : ج 22 ، ص 415 ، ح 1024 و ص 419 ، ح 1033 ؛ فضائل فاطمه ابن شاهين : ص 56 ، ح 6 و ص 59 ، ح 8 ؛ حلية الاولياء : ج 2 ، ص 39 ؛ دلائل بيهقى : ج 7 ، ص 164 و 167 .